رابطه

شروع موضوع توسط Nazanin ‏14/7/15 در انجمن معرفی کتابهای چاپ شده

  1. Nazanin

    Nazanin Moderator عضو کادر مدیریت

    ارسال ها:
    16,244
    تشکر شده:
    60
    امتیاز دستاورد:
    38
    نویسنده: محمد جعفر مصفا

    ما با زندگی قهریم، به‎ زندگی تبسم نمی‎‌کنیم، از روی ملالت و تکلف وارد زندگی می شویم.

    eda300961578b39edde22a8a603029c1.jpg
    وقتی تو حرف می‌زدی من یاد یکی از خاطرات زمان کودکی‌ام افتادم. شاید چهار یا پنج ساله بودم. یک روز پدرم یک جفت گیوه نو برایم خرید و گفت ‌فردا می‎خواهد مرا با خودش به ‎یکی از دهات مجاور شهر به ‎مهمانی ببرد. من بقدری حالت شعف پیدا کردم که تا صبح ـ باوجود اینکه خواب بچگی سنگین است ـ چند بار بیدار شدم و بیرون را نگاه کردم ببینم صبح شده است یا نه. این یعنی به ‎استقبال روز و زندگی رفتن. ولی حالا، همانطور که تو در یکی از کتابهایت نوشته‌‎ای شب که می‌شود با کوله‌‎باری از ملامت، یعنی با کوله‌‎بار "شخصیت" که پر است از هزار ترس، نفرت، ‌حقارت،‌ طلب‎کاری، بدهکاری، رنج و دلهره می‌خوابیم. با نگرانی می‌‎خوابیم. نیمه‌‎شب از فرط نگرانی بیدار می‌‎شویم، نه از فرط شوق. و صبح همین که چشم‌مان را باز می‎‌کنیم احساسمان این است که "خدایا باز هم روز آمد و من تا غروب مجبورم این کوله‌‎بار ادبار را بر گرده‌ی ذهنم بکشم".

    انتشارات نفس