درس های بزرگی که در سیبری آموختم

شروع موضوع توسط Nazanin ‏15/7/15 در انجمن معرفی کتابهای چاپ شده

  1. Nazanin

    Nazanin Moderator عضو کادر مدیریت

    ارسال ها:
    16,244
    تشکر شده:
    60
    امتیاز دستاورد:
    38
    نویسنده/ مترجم: اندرو بینکوفسکی، مری آکرز/ منصوره فتاحیان

    عشق، امید، استقامت...

    89d0af297bbdd348781d0cc445df9638.jpg
    اندرو بینکوفسکی در سن پنج سالگی با خانواده اش در سیبری تبعید می شود. علیرغم اینکه تجربه های دوران کودکی اندرو بسیار دردناک و مشقت بار است، او بر آن سختی ها غلبه می کند و جان سالم به در می برد و تبدیل به روان درمانگری بزرگ می شود. در سیبری، گذشته از تمام شرایط سخت و ناهمواری که داشتیم، درون چرخه خانواده احساس عشق و امنیت می کردیم. ما به یکدیگر عشق می ورزیدیم و هر یک خود را متعهد می دانستیم که برای بقای دیگران هر کمکی از دستتان برمی آمد انجام دهیم. جسارت پدربزرگ، مادربزرگ، مادرم و ایمان آن ها به نجات و رهایی شگفت انگیز بود. بنابراین از آن سیبری غم زده، بی آب و علف و نامساعد برای زندگی، آموختیم که عشق، جسارت و ایمان عناصری هستند که ترس را شکست می دهند.

    انتشارات افق دور