نویسنده/ مترجم: رولو می/ سپیده حبیب نویسنده در مقدمه این کتاب بر باور عمیق خویش در ارتباط ژرف میان عشق و اراده اشاره می کند و بر پیوستگی، تاثیرگزاری و ارتباط میان این دو عنصر در فرآیند وجودی و سپهر حیات انسانی اصرار می ورزد. عشق ورزیدن شیوه ای برای مستعد ساختن خویش برای مواجهه با احساس منفی همچون احساس مثبت است. برای رنج بردن ، محزون بودن و نا امیدی همچون شاد بودن ، خرسندی ، و تعمیق آگاهی که پیشتر بر امکان تحقق آن معرفت نداشتیم. من نخست این مسئله را از منظر پدیدار شناسی در شکل مطلوب آن در قالب یک مثال توضیح خواهم داد. هنگامی که عاشق می شویم ، چنانکه در افعال بیانی به کار می برند عالم می لرزد و پیرامون ما تغییر می یابد ، نه فقط شیوه نمود عالم بلکه تمامی تجارب ما نسبت به آنچه در عالم مرتکب می شویم تفاوت می یابد. همیشه این به لرزه افتادن به شکل ، هشیارانه در وجوه مثبت آن روی می دهد-گویی عشق آسمان و زمین جدید شگفت انگیزی را با اعجاز و جادوی خویش به ناگهان ایجاد می کند. و ما آواز بر می آوریم ، پاسخ عشق است. جدای از پیش پا افتاده بودن چنین اطمینان خاطری ، به نظر می رسد فرهنگ غربی ما مجذوب دسیسه ای خیالین برای تاکید بر توهمی است که آن در خدمت بودن تمامی موجودات است. انتشارات دانژه