سردرگمی و راه حل آن

33 بازدید
سوال شده 19 تیر 1397 در ارتباط توسط خسته:(
با سلام
من ۲۲ سالمه و دختر زیبایی هستم
به مدت ۵ سال هست با پسری آشنا هستم و خیلی دوسش دارم
و انقدر بهم اعتماد داریم که میخایم باهم ازدواج کنیم و من کنار اون خیلی آرامش دارم و در تمام این چند سال یار و همدم من بوده و ملاقات مون کمه شاید سالی یکبار اما هر روز تلفنی یا پیامی جویای احوال هم هسیم و شاید هر ساعت از هم باخبریم  جدا از مشکلاتی که داره که بلخره مشکلات حل میشن واقعا انسان خوبی هستش اینو از نگاه خودم میگم ولی من امسال دانشگاه قبول شدم و بعد از گذشت چند هفته ای تو یک کلاسی یک پسری دیدم که آیدی منو گرفت برای آموزش درس و این جور چیزا که کمک بگیرم و به نظرم خیلی بچه بودن و فکرش نمیکردم یک نفر با این سن کم تو اینجور فکرا باشه و مدتها تو کلاس همش به من نگاه میکرد همیشه به اطرافم که نگاه میکردم میدیدم داره منو نگاه میکنه یا وارد کلاس میشدم به من سلام میکرد و من به تندی جوابش میدادم که از اخر ایدی من گرفت و تو تلگرام با من صحبت کرد راجب درس و رشته مون و کم کم من متوجه شدم اون به من علاقه مند شده و این موضوع فهمیدم اولش جدی نگرفتم گفتم خب اون دوست داشته باشه منکه ندارم و ادامه دادیم به صحبت کردن و از آدمای دانشگاه میگفتیم حرف زیاد میزدیم اون از مشکلاتش میگفت و تو این رابطه ازینکه منو ستایش میکرد و دوست داشت منو برام جذاب بود یا آهنگایی که برای من میفرستاد جذاب بود یا خود شخصیتش برام جذاب بود و ابتدا نگاهم یک جورایی فان بود اما بعدن متوجه شدم که قصدش ازدواجه با همین سن کم من داشتم علاقه مند میشدم و الان هم شدم در حالی که من میخام با ادم دیگه ای ازدواج کنم این ادمم شرایطش از دوست خودم بدتره اما نمیدونم چیشد که من ازش خوشم اومد و الان یک مثلثی تشکیل شده که نمیدونم باید چیکار کنم و شریکمم ازین رابطه باخبر بود چون قصد ازدواج داریم و همم عادتمه همه چیو بهش میگم و این اواخر که متوجه شد رابطه مون سرد داره میشه اون برای من جذابتره اما من بازم انتخابم شریکمه گفت تلگرامم پاک کنم که اون دیگه نتونه به من پیام بده و از ذهنم پاک بشه اما من فکر میکنم این کار برای من خیلی سخته انگار در موقعیت انتخاب برای آینده قرار گرفتم از طرفی شریکم ادم خوبیه و دوسش دارم و دلم میخاد با اون ازدواج کنم و از طرفی این فرد جدید برای من جذابه و اون هم خواستگار منه اما من درگیر احساسات شدم نمیدونم چیکار باید بکنم خیلی دارم رنج میبرم کمکم کنید لطفا دلم میخاد رابطه ام حفظ کنم این نمیشه که با ورود فرد جدیدی رابطه ام از هم بپاشه من خیلی دوسش دارم دلم براش میسوزه اون منو خیلی دوس داره چیکار کنم؟ دقیقا این چه مشکلیه که بوجود اومده و راه حلش چیه؟و نصیحتی هم به من بکنید چون من احساس میکنم دارم اشتباه میکنم اما چون ذهن نشخوار کننده ای دارم و وسواس فکری هی مقایسه میکنم و نمیتونم به نتیجه درستی برسم یا هی میخام از فرد جدید چیزی ببینم و سرد بشم و اینم بگم اون تو دانشگاه با دخترای دیگه همش شوخی میکنه و لاس میزنه و میگه بهشون احساسی نداره و چیزی که منو خیلی اذیت میکنه اینکه فکر میکنم من ستاره ذهنشم یا اون خیلی منو دوس داره و اینم بگم مدام از چهره من تعریف میکنه یا من از حرفاش متوجه میشم هیکل منو دوس داره
و در حرفای آخر  باید بگم شریکم از خیلی لحاظ ها از فرد جدید بهتره هم ظاهر هم شخصیت صبورش و هم خانواده اما خونسرده و اینکه دانشگاه نتونست بره و موقعیت شغلیش نسبتا بد شد اما میدونم که درست میشه این مشکلات و اما فرد جدید فقط جذابه برای من همین
و من تا چند سال دیگه اصلا قصد ازدواج ندارم نمیدونم این احساس چیه
و همم میگم این فرد جدید چرا همش اومد تو زندگیم که ارامشمو بهم بزنه همم یک جورایی وابسته صحبتا و تعریفا و حس دوست داشتنش شدم
دلم میخاد این ادم جدید از دلم و ذهنم بره من خیلی شریک احساسیمو دوس دارم یک جورایی میخام هر دو نگه دارم برای خودم  اما نمیشه نمیتونم اصلا نمیدونم چرا میخام اینکار بکنم لطفا کمکم کنید احساس و غم بدی اومده سراغم

با تشکر
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...