ايا به نظر شما همسر من پرتوقع است؟

3,691 بازدید
سوال شده خرداد 22, 1396 در ازدواج و طلاق توسط بی نام
سلام
شرح مشكلم طولانيه اما خوشحال مى شم نظر خانمهاى متاهل را هم بدونم، من از يك خونواده مذهبى و پرجمعيت و اصيل هستم ولى خودم  مذهبى نيستم، ولى پايبند شديد به خوانواده و اخلاقيات هستم، مثل غيب نكردن، دل نشكستن، دروغ نگفتن و مال حرام نياوردن. پارسال با از طريق كاملا سنتى اردواج كردم. از اولين خواستگارى تا عقد ٣٧ روز شد. توى اين ٣٧ روز در حد روزى چند ساعت با همسرم ديدار داشتيم. همسر من بسيار زيبا و لوند از يك خونواده مذهبى و كوچك و معمولى به لحاظ مالى هست.توى همون ١ ماه اول عاشقش شدم و هستم.
من ٣٢ سالم و همسرم ٢٦ سال.
 هر دو از خانواده مذهبى و هردو اعتقادات يكسان داريم ى بر عكس خوانواده هامون مذهبى نيستيم.
من اخلاق هاى خيلى مردونه دارم و خيلى زرنگ و فعال و اهل كار و شيطون و خستگى ناپذير و تفكرات كاملا مهندسى ورياضى. همسرم خيلى اخلاقاى ظريف داره و بسيار اروم و كند و مى شه گفت حتى  تنبل و روحيه هنرى و حساس داره.
من قبل از اردواج تجربه دوست دختر داشتم و همسرم هيچ وقت دوست پسرى نداشت.
هر دو صد ها مورد ازدواج داشتيم و بسيار سخت گير براى انتخاب همسر اينده.
از اونجا كه من سالهاست تنها و مستقل زندگى مى كنم، تقريبا دوران عقد نداشتيم و از چند روز بعد از عقد، همسرم به خونه و من اومد و الان تقريبا ١١ ماهه داريم باهم زير يك سقف زندگى مى كنيم.
خوب من از خوانواده با وضع مالى معمولى هستم و از بچگى كار مى كردم و الان وضع مالى نسبتا خوبى دارم.
چند ماه بعد از عقد، همسرم پيشنهاد خريد خونه داد. منم با شرط اينكه اگر خونه بخريم مصلما خيلى شاهانه نمى تونيم زندگى كنيم شروع به خريد و ساخت خونه كردم.
توى كمتر از ٦ ماه خونه خريدم و ساختم و الان براى ١ ماه ديگه باغ براى يك عروسى خيلى مفصل گرفتم.
خوب دستگاه چاپ پول هم باشه بخواد توى ٦ ماه خونه بسازه و عروسى بگيره كم مياره.
ميليون ها بدهكارى دارم ولى با اين هال سعى كردم به همسرم سخت نگذره و نخواد اول زندگى سرفه جويى كنه و يا سخت بهش بگذره.
توى اين ١ سال مشكلات زيادى داشتيم. همسرم ماه دوم قهر كرد به خونه پدرش رفت، در صورتى كه قبل از ازدواج بهش گفته بودم، اگر روزى از خونه من قهر كردى و رفتى، ديگه هيچ وقت برنگرد. با اين حال زير حرف خودم زدم و بعد از ٢ روز مادر همسرم به زور همسرم را به خونه برگردوند.
ازون روز به بعد ميانگبن ماهى ١ دعوا بد داشتيم كه درين دعوا همسرم نه تنها به من بى احترامى مى كرد بلكه مى خواست بره قهر و من متاسفانه مانعش شدم. تا اينكه ١ روز به خودم اومدم و ديدم ١ ساله كار اون شده لباس پوشيدن و قهر كردن و كار من شده دم در مانع رفتنش شدن. البته نه با خواهش. با دعوا و به زور مانع رفتنش مى شدم.
دعواها معمولا سر چيزاى كوچيك بود و اوج مى گرفت. چون هر دو بسيار مغرور هستيم و مخصوصا همسرم، پدرى ساكت و اروم داره و همه بار زندگى روى دوش مادرشه. تاحالا مرد مقتدر نديده بود و چيزى به اسم احترام به شوهر براش معنى نداره.
خوب اينا چيزايى بود كه مى شد از روش گذشت. اما جديدا حرفايى مى زنه كه نمى شه از روش گذشت.
من مردى خيلى احساساتى هستم كه هيچ وقت از ابراز احساسات دريغ نكردم و هميشه از همسرم تقدير و تعريف كردم. عاشق خونواده هستم. خيانت نمى كنم. اهل مواد و مشروب نيستم. رفيق باز نيستم. همه تلاشم ساختن زندگيمو و ايندمه. البته اخلاق خيلى بدم اينه ةه تند هستم و زود عصبانى مى شم.
اخيرا همسرم شكاياتى داره مبنى بر اينكه به فلان دلايل تو من را دوست ندارى كه ٩٠ درصد دلايل مادى هستش. كه بهش مى گم مادى گرا هستى. مى گه نه مشكل من ماديات نيست. مشكل من عشق كه تو اون رفتاره.
همسرم مى گه برام كم كردى، (البته به من مى كه تو غول چراغ جادوى منى، چون هرچى مى خوام سريع برام فراهم مى كن) به خاطر همين من اينجا ليست كارايى كه كردم و ليست شكايات همسرم را مى نويسم .. و ازتون مى خوام بپرسم ايا اين حجم از كارهاى من براى ١١ ماه زندگى كمه و ايا مى تونه نشانه دوست نداشتن من باشه؟
شكايات؟
1. چرا ١ ماه پيش قبض تلفن خواهرت راوصل كردى در حالى كه تلفن من ٢ روزه ١ طرفه شده؟
2. چرا من را به رستوران ٢ نفرى نمى برى؟
3. اينكه كنار خيايون توى ماشين پيتزا مى خوريم، نشانه دوست نداشتنه، منو رستوارن نمى برى. رستوارن با غذاى تو ماشين خوردن فرق داره. (اكثر فست فودهاى شهر ما بيرون بر هستن و جايى براى نشستن ندارن و همسر من فست فود خور هستش)
4. چرا براى فلان كلاس رقص من بايد با استرس كارت بكشم كه يه موقه موجودى كم نباشه كه خجالت بكشم، درحالى كه با خواهرت اينا كه ٣  بار شام رفتيم بيرون تو حساب كردى؟
5. چرا فقط تو خونه ١ مدل گوشت  داريم؟
6. چرا برام اين مدت كم طلا خريدى؟
7. چرا روز عقد رو سرم پول نريختى؟
8. چرا تفريح ما شده اينكه فقط بريم پيش خونواده تو؟
9. چرا من را كافى شاپ شهربازى نمى برى؟
10. بقيه زن و شوهرا دوران عقد هفته اى ٣ بار مى رن بيرون؟
11. تو از من مى زنى به خوانوادت مى دى.
12.
ليست كارهاى من در ١١ ماه؛
- ٢سفر خارجى يكى ١٠ روزه و يكى ٢٠ روزه با بهترين امكانات و تفريح و رستوران ها
- ٢ سفر داخلى
- غذاى بيرون حداقل هفته اى ٢ بار
- براى هر عروسى يا مهمانى هاى خاص لباس و كفش در صورت تكرارى بودن مهمانها (خودش مى گه براى عابروى من)
- ٧ مانتو، بيش از ١٠ شلوار،بيش از ١٠ جفت كفش واز بدليجات و تل و گلسر و ...  همهاز برند هاى معروف. برشكا، زارا، پول اند بير، كوتون، نايكى
- بدليجات به مقدار كافى
- ٣  زنجير گردن طلا
- شب يلدايى بسيار مفصل
- تاحالا نشده بگه پول بگم ندارم و يا نمى دم
- خريد مايحتاج منزل نامحدود. تاحالا نشده موقع خريد به قيمت نگاه كنيم و يا سرفه جويى در خريد كنيم. مخصوصا كه اكثر محصولات را خارجيشو مى خريم(طبق گفته خودش، خيلى چيزها دلم مى خواد بخرم و لى ملاحضه مى كنم)
- لوازم ارايش برندهاى معتبر بيش از ١ ميليون تومان
- پرداخت قبض تلفن بلافاصاله بعد از اطلاع من از يك طرفه شدن خط
- خونه اى كه ساختم همه از گرون ترين متريال. اجر دستى، سرويس بهداشتى تركى، كابينت المانى، همه بدون در نظر گرفتن قيمت
- سينما.حداقل ٥ بار ٢ نفرى. ٣ بار با خوانواده
- شهربازى ١ بار با خوانواده
مخصوصا مبلغ گفتم كه قضاوت كنيد واقعا اين كارايى كه كردم :
1. نشانه دوست داشتن نيست؟
2. براى ١١ ماه كم بوده؟
دارای دیدگاه خرداد 25, 1396 توسط پوریا مجیدی
سلام...به نظر من مشکل همسر شما مادی نیستش و حتی اگه 10 برابر این هم خرج کنی مشکل حل نمیشه.راه حل اینه به صورت مو شکافانه ببینی چی باعث همچین رفتاری شده.اصولا حسادت تو ذات هر زنی هست ولی حس میکنم نتونستین توازن خوب و رایطه عاطفی بین خونوادتون و همسرتون برقرار کنین که مشکل خیلی رتیجی هست.سعی کنین برین پیش یه روانشناس همراه همسرتون.شما با کمترین هزینه میتونین همسرتونو راضی نگه دارین
دارای دیدگاه خرداد 27, 1396 توسط .
رابطه عاطفی و عاشقانتون رو با همسرتون افزایش بدین.
زندگی فقط مادیات نیست.
دارای دیدگاه خرداد 27, 1396 توسط Iman
Na mese man bash manam ba khanomam hamin masalaro dashtam, y jae dge nazashtam dar jaryan gharar begire, bazi zana zarfesho nadaran, vali masalan chanbari sare hesab ketab sham naharamon ba dadasham fahmid k onam avalesh moshkel bod vali b moror bhsh fahmondam pole khodame va age vase ina mokonam chizi barash kam nmizaram
دارای دیدگاه خرداد 29, 1396 توسط بی نام
جسارتا اين لج درار ترين جوابى بود كه مى تونيت يك نفر بده
من چى مى گم شما چى مى گيد،
ايا من گفتم زندگى فقط ماديات هست؟
دارای دیدگاه شهریور 7, 1396 توسط بی نام
بيارش زندگي منو ببينه ديگه از اين حرفا نميزنه
توي دوسال عقد و بعدشم عروسي و خونه جديد كلا يه لحاف توشك كادو از خانواده همسرم گرفتم
آينه شمعدون خودم خريدم
دريغ از يه دونه روسري كه برام بخرن
دريغ از يه بار رستوران رفتن
دريغ از يه بار مسافرت

1 پاسخ

پاسخ داده شده خرداد 24, 1396 توسط نازی قنبری
سلام
دوست عزیز،
تا حالا شنیده اید که می گویند بعد از مصرف مواد غذایی که حاوی آهن هستند،حداقل تا یک ساعت چای ننوشید ،یا همراه این نوع مواد غذایی ماست نخورید و ....?فرض کنید شما یک وعده غذای پراهن مصرف کرده اید ،بلافاصله بعد از آن هم چای میل کرده اید.
آهنی جذب بدن شما نشده یا به میزان حداقل جذب شده;ّو ممکن است از اینکه من که غذای حاوی آهن بالا مصرف می کنم پس چرا دچار فقر آهن هستم شکایت داشته باشید،بله درسته شما غذای مناسب مصرف کرده اید اما یک نکته ساده را رعایت نکرده اید و بلافاصله چای نوشیده اید این مسله سبب شده تا آهن کافی جذب نکنید و آهن غذای خود را بی اثر کنید.
دوست عزیز بسیاری از رفتارهای ما انسانها اینگونه است،رفتاری را خوب و صحیح انجام میدهیم ولی با رفتاری دیگر اثر رفتار خوبمان را خنثی می کنیم و بعد نتیجه میگیریم که شاید رفتار خوبمان صحیح نبوده!! پیشنهاد می کنم کل رفتارتان را با همسرتان بازنگری کنید احتمالا جایی ،رفتاری ،کلامی یا لحنی عامل خنثی کننده داشته.
و پیشنهاد دیگر این است که شما که اینهمه هزینه برای زندگیتان کرده اید ،حتما قبل از ازدواج برای مشاوره و آموزش جهت زندگی مشترکتان هم هزینه نمایید ،تا بتوانید از هزینه هایی که کرده اید لذت بیشتری ببرید.
و در پایان دو سوال کلی پرسیدید که در پاسخ سوال اول باید بگويم ،ممکن است نشانه دوست داشتن تعبیر نشود،(زبان عشق افراد متفاوت است) .حواب سوال دوم :خیر کم نبوده.
شاد و سلامت باشید.

نازی قنبری
کارشناس ارشد روان شناسی بالینی
تلفن تماس: 021_23584444
داخلي 1 - کد مشاور 4640
موبایل: 09193809255
دارای دیدگاه خرداد 25, 1396 توسط باران
خانم شما بیشتر ی دختر شونزده هفده ساله است که شما میتونی حکم کیف پول و دوست پسر اونو داشته باشی،نه یک خانم بیست و شیش ساله،که درکی از همسر و زندگی داشته باشه و همه چیز و در تامین مسائل مادی میبینه، با توجه به خواسته هایی که ازتون داره از لحاظ مالی، از طرفی دیگه زیبایی که ازش صحبت کردید شامل بخشی از فاکتور انتخاب میشه و نه همه ی اون، چرا که شما با قلب و روح و اخلاق یک نفر ارتباط برقرار میکنی و در مرحله ی بعدی چهره، شما چیزی که کم نگذاشتی هیچ به نظر من بیش از اندازه هم مایه گذاشتین، بعضی از خانما ظرفیت این حجم از توجه و ندارن، خیالات برشون میداره به زبون دیگه خوشی میزنه زیر دلشون و همین که شما قول چراغ جادوش هستی نتنها متشکرش نمیکنه که روز به روز به توقعاتش اضافه میشه، اگه پول شمارو ازتون بگیرن ، شمارو به خاطر خودتون میخواد؟حاضر باهاتون زندگی کنه؟؟؟؟
دارای دیدگاه خرداد 25, 1396 توسط باران
د

خانم شما بیشتر ی دختر شونزده هفده ساله است که شما میتونی حکم کیف پول و دوست پسر اونو داشته باشی،نه یک خانم بیست و شیش ساله،که درکی از همسر و زندگی داشته باشه و همه چیز و در تامین مسائل مادی میبینه، با توجه به خواسته هایی که ازتون داره از لحاظ مالی، از طرفی دیگه زیبایی که ازش صحبت کردید شامل بخشی از فاکتور انتخاب میشه و نه همه ی اون، چرا که شما با قلب و روح و اخلاق یک نفر ارتباط برقرار میکنی و در مرحله ی بعدی چهره، شما چیزی که کم نگذاشتی هیچ به نظر من بیش از اندازه هم مایه گذاشتین، بعضی از خانما ظرفیت این حجم از توجه و ندارن، خیالات برشون میداره به زبون دیگه خوشی میزنه زیر دلشون و همین که شما قول چراغ جادوش هستی نتنها متشکرش نمیکنه که روز به روز به توقعاتش اضافه میشه، اگه پول شمارو ازتون بگیرن ، شمارو به خاطر خودتون میخواد؟حاضر باهاتون زندگی کنه؟؟؟؟
ی جایی از قهر کردن مداوم خانومتون گفتین و ممانعت خودتون از رفتنش، باید بگم،کسی که از ته قلبش عاشق ی نفر باشه به این راحتی اونهم برای چندین بار حتی تهدید به رفتن هم نمیکنه چه برسه به اقدامش،شما که عاشق همسرتی چند بار گذاشتی بریش؟؟؟؟ ایشون همون دختر هفده ساله ایی که گفتم ، فهمیده با تهدید هرباره ی شما میتونه به خاسته هاش برسه و شما رو نیازمند خودش میدونه و از این نقطه ضعف استفاده کرده، از طرفی دیگه باید بگم یک زن اگه بی احترامی به همسرش و یاد گرفت و بعد عادت کرد ، قطعا در آینده مادر خوبی هم نمیتونه باشه و اقتدار پدرشون رو هم جلوی بچه ها از بین خاهد برد از همونجایی که گفتین مرد مقتدر تاحالا ندیده،من به عنوان کسی که عاشقانه همسرم و دوست دارم و فقط شیش ماه که ازدواج کردم  میگم، ی زن واقعی از همسرش درک میخاد ، محبت میخاد ، توجه کلامی بیشتر میخاد، ی مرد واقعی حتی با یک شاخه گل میتونه دل یک  زن واقعی و تسخیر کنه، طلا و سفر و رستوران و سینما و ..... از یک جایی به بعد فقط بهانه جویی هست، به نظرم با یک مشاور مسائلتون رو در میان بزارید و اگه واقعا ادامه ی زندگیتون ارزشمند هست بعد جشن عروسی که ازش صحبت کردید برگزار کنید و در آخر دمتون گرم به خاطر خانواده دوستیتون، 
شما با ی طلاق به  همسرت نامحرم میشی ولی خونواده همیشه خونواده است.زندگی به کامتان
دارای دیدگاه خرداد 27, 1396 توسط .
باران خانوم
نکنه به مادیاتیکه شوهر این خانوم واسش خرج میکنه  حسودیتون شده ........خیلی قاطعانه حکم رو صادر کردید.
دارای دیدگاه خرداد 30, 1396 توسط پریسا
والا چی بگم دوست عزیز!!!!!
من 2 ساله ازدواج کردم و 3 ماهه رفتیم سر خونه زندگیمون. با عشق ازدواج کردیم و انتخاب خیلی منطقی !!
اما من الان کم اوردم.شوهرم کار میکنه اما کارفرماش بهش حقوقشو خورد خورد میده منم کار میکنم، تو این مدت که عقد بودیم یک ریال از همسرم نگرفتم و بارها بهش پول قرض دادم چون نداشت و جالب اینکه در کنار اینکه به من کلی بدهکار بود راحت برای مادرش و خانوادش خرج میکرد، به من زنگ میزد که پول ندارم خالم گیره و براش پول بلاعوض بریز بعدا بهت میدم!!! و منم مجبور بودم بدم که غرورش جریحه دار نشه!!! تو این مدت شاید 2 ،3 بار برام کادو خریده در صورتی که برای مامان و خواهرش دایم میخره و جالب اینکه نصف پول کادو ها رو من میدم.  مسافرت 4 روز شمال رفتیم که نصف پولشو من دادم و ماه اولی که رفتیم سر زندگیمون هم بعد از یک ماه ماموریت شیراز خورد بهش منم باهاش رفتم تمام خرج خودمو خودم دادم،الانم 90 درصد خرج زندگی رو من میدم و چون کمرش اسیب دیده و مریضه کلیم هزینه دکتر میشه که باز من میدم. حقوقش 3 تومنه که نصفشو میدنش اونم میده به قسط هاش منم حقوقم حدودا 3 تومنه. با این حال صب تا شبم سرم غر میزنه که تو میری سر کار و از وقت زندگیمون میزنی و میای خسته ای. اخه من 7 تا 5 میرم عصرم که میرسم باید خونه تمیز کنم و شام بزارم و مهمون پذیرایی کنم و 3 بارم تو هفته برم خونه مامانش و ... اخه خانواده من شهرستانن و اینجا نیستن. یک بارم که گفتم خستم امشب نمیام دعوایی راه انداخت که بیا و ببین!!!رستوران و پارک و جای دیگه هم نمیریم چون عشق کاره و وقتی براش نداره تو 2 سال عقد شاید 10 بار بیرون رفتیم و بقیه وقتا با هم رو درس و پروژه ها کار میکردیم.
 حالا نظر شما چیه منم زنم و 28 سالمه با این اوصاف به نظر خودتون خانمتون خاسته هاش به جاست؟؟؟؟
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

...