پرستویی تمام شده؟

شروع موضوع توسط Nazanin ‏23/10/15 در انجمن تاتر و سینما

  1. Nazanin

    Nazanin Moderator عضو کادر مدیریت

    ارسال ها:
    16,244
    تشکر شده:
    60
    امتیاز دستاورد:
    38
    یک گزارش درباره کارنامه پرویز پرستویی ، بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ایران.


    a0790bf1bbf43562e966c0a049bd3ed0.jpg


    نوشتن درباره كارنامه پرویز پرستویی با یك حسرت توام است. او بازیگری توانا و محترم در سینمای ما است كه بعد از ثبت كلی بازی خوب و تحسین برانگیز در یك دهه اخیر روند معكوس در پیش گرفته. غالب انتخاب هایش به گونه ای نیست كه مخاطب گسترده با آن ارتباط برقرار كنند و برای تماشای فیلمش وسوسه شوند.

    پرویز پرستویی خیلی صبر كرد تا دیده شود. بعد از «آدم برفی» با وجود فیلم های غیرقابل اتكا ، غالب انتخاب هایش سنجیده بود. حتی سال 76 و بعد از «آژانش شیشه ای» نقش هایی كمدی بازی كرد تا زیر سایه حاج كاظم نماند. دهه هشتاد اما سیر معكوس كارنامه اش شروع شد. در كمال ناباوری روی فیلم هایی سرمایه گذاری شخصی می كرد كه جزو بدترین های كارنامه اش هستند: «من و زیبا» ، «خرس »،‌ »سیزده 59 ». او چندی پیش « امروز» را روی پرده داشت و حالا « میهمان داریم». این وسط « بیداری برای سه روز» او در گروه هنر و تجربه اكران شد. در بیشتر این فیلم ها پرستویی به وضوح تحت تاتیر حاج كاظم است.

    چرا پرستویی تحت تاثیر حاج کاظم است؟
    برای رسیدن به این سوال ابتدا بازی او در«آژانس شیشه ای » را مرور می کنیم: او در این فیلم وجه دیگری از توانایی اش را به نمایش گذاشت. در این فیلم شاهد سكوت و بغض و عصیان او در آن واحد بودیم. نقش حاج كاظم همه این ها را می طلبید و پرستویی به خوبی و استادانه همه را عرضه كرد.

    عصیان: مشخصه بارز حاج كاظم در «آژانس شیشه ای» عصیان و فریاد است. در آن شب تا صبح معروف كه گروگان ها در آژانس گیر افتاده اند، فریاد پرستویی متناسب با فیلم شكل می گیرد. اصلا مفهوم فیلم با حالت های كاراكتر است كه به ذهن و روح مخاطب ضربه می زند.

    بغض: حاج كاظم بغض دارد. بغضش را می فهمیم. برای جانبازی كه روزی برای دفاع از وطن اسلحه دست گرفته و زمین كشاورزی اش را رها كرده و حالا با یك تركش كشنده بار دیگر سر زمین بازگشته دل می سوزانیم.

    سكوت: بغض و عصیان حاج كاظم به خاطر موقعیت پیش آمده بیش از سكوت است. در لحظاتی هم كه به لاك خود می رود و در سكوت ، بی اعتنا به پیرامون خود به گوشه ای خیره می شود ،این سكوت دل نشین است.

    مفهوم و حرف «موج مرده» یكی از دغدغه های جامعه ما بعد از پایان جنگ است. گسست عاطفی و فرهنگی میان پدران و پسران هنوز هم در جامعه نمود دارد كه در فیلم دستمایه ابراهیم حاتمی كیا شد. مشكل اما جایی است كه حاتمی كیا این بار پرستویی را در همان قالب حاج كاظم دید و از سردار راشد خواست همان رفتاری با پسرش را داشته باشد كه حاج كاظم در آژانس داشت

    فیلم هایی که تحت تاثیر عصیان حاج کاظم بوده اند
    روبان قرمز : پرویز پرستویی در «روبان قرمز» عصیانش را از «آژانس شیشه ای» عاریت گرفته و عقایدش را فریاد می زند. مشكل این جا است كه دغدغه او ملموس نیست و می خواهد همه حرفش را با داد و فریاد بیان كند.



    موج مرده : مفهوم و حرف «موج مرده» یكی از دغدغه های جامعه ما بعد از پایان جنگ است. گسست عاطفی و فرهنگی میان پدران و پسران هنوز هم در جامعه نمود دارد كه در فیلم دستمایه ابراهیم حاتمی كیا شد. مشكل اما جایی است كه حاتمی كیا این بار پرستویی را در همان قالب حاج كاظم دید و از سردار راشد خواست همان رفتاری با پسرش را داشته باشد كه حاج كاظم در آژانس داشت. راشد با داد و فریاد كه آغشته با خشم است با زمین و زمان دعوا دارد.از آن طرف رفتار فرزندش را بر نمی تابد و از طرف دیگر قصد دارد به همراه گروه عملیاتی‌اش بطور پنهانی به ناو ونیسنس حمله كند.



    به نام پدر: این فیلم هم ادامه دغدغه های ذهنی ابراهیم حاتمی كیا درباره تبعات جنگ هشت ساله است؛ آدم هایی كه حالا تغییر اندیشه داده اند و مین هایی كه هنوز آدم می كشد. پرویز پرستویی در « به نام پدر» پدری رزمنده است كه حالا متخصص اکتشاف معدن شده. پای دخترش روی مین های دوران جنگ می رود و او در یك تضاد روحی قرار می گیرد. مهندس شفیعی در این فیلم شبحی از حاج كاظم است كه با خودسری و فریاد قصد احقاق حق خودش را دارد.



    خرس : پرویز پرستویی در «خرس» بخش دیگری از حاج كاظم را تكرار كرد. او در این فیلم عصیان دارد ؛ عصیان دارد چون بعد از سال ها اسارت حالا می بیند كه زنش به ازدواج دیگری در آمده. می گوید چرا وقتی ما می جنگیدیم شما مواظب ناموس ما نبودید. حرف نورالدین اما منطقی نیست ؛ زن او سال ها چشم به راه بوده اما وقتی از شهید شدنش اطمینان نسبی حاصل می كند به عقد مردی دیگر در می آید. او اما نمی خواهد شرایط را بر بتابد و عصیان می كند ؛‌عصیانی منجر به قتل.



    دیوانه ای از قفس پرید : پرویز پرستویی بعد از «آژانس شیشه ای» سعی كرد در یك قالب نماند. فیلم های جنگی ، اجتماعی و كمدی بازی كرد و ابتدای دهه هشتاد با پیشنهاد احمد رضا معتمدی برای ایفای نقش یك جانباز در «دیوانه ای از قفس» روبرو شد. حاج كاظم ما این بار خوش زخم خورده است ؛ زخم خورده از ناجوانمردی ها جامعه امروز. روزبه در برابر این همه مصیبت یك تنه می ایستد و قصد احقاق حق دارد. پرستویی خیلی تلاش كرد كه نقشی متفاوت ارائه كند اما زیر سایه حاج كاظم ماند .



    فیلم هایی که تحت تاثیر بغض های حاج کاظم بوده اند
    پاداش سكوت : شبیه ترین نقش پرویز پرستویی به «آژانس شیشه ای» است تا جایی كه بارها كارگردانش اعلام كرده اگر اجازه داشت به جای نام اكبر منانی از نام حاج كاظم برای قهرمانش استفاده می كرد! پرستویی در این فیلم نقش رزمنده ای را دارد كه مجبور شده هم رزمش را به قتل برساند. حالا كه سال ها از جنگ گذشته او برای اطمینان از رفتار سال های دور، سراغ دیگر همرزمانش می رود. طبعا هر كدام در پست و جایگاهی مشغول به كار هستند و برخی هم در آسایشگاه بسر می بردند. مواجهه اكبر با دنیای غریب بازماندگان جنگ او را به بغضی عمیق فرو می برد.



    سیزده 59 : این فیلم هم قرابت زیادی به حاج كاظم دارد. در تداوم مفهوم «پاداش سكوت» هم هست. پرستویی در فیلم «سیزده 59 » نقش سرداری را بازی می كند كه در دوران جنگ به كما رفته و حالا بعد از بیست سال قرار است به هوش بیاید. فیلم اقتباس مستقیمی از «خداحافظ لنین» است اما سامان سالور نمی تواند از این موقعیت استفاده درست و بجا كند. حالات و رفتار پرویز پرستویی بشدت یادآور حاج كاظم در «آژانس شیشه ای» است .



    من و زیبا: در «من و زیبا» پای یك گناه بزرگ به میان می‌آید؛ گناهی كه موسی سالها قبل انجام داده و در این مدت هرچقدر توبه كرده مردم او را نبخشیده‌اند. این بغض، همراه همیشگی موسی است اما اینجا حتی نمی‌تواند یك ذره هم دل مخاطب را نرم كند. كجای من و زیباست كه مخاطب یك لحظه با غم درونی موسی همراه شود و دلش به حالش بسوزد؟



    فیلم هایی که تحت تاثیر سکوت حاج کاظم بوده اند
    بیست: درست است كه در ابتدای فیلم، با رفتن سلیمانی نزد دكتر روانپزشك متوجه می‌شویم كه به خاطر برگزاری مراسم عزا حالت روحی نامناسبی دارد اما جنس سكوتش در كل فیلم، طوری نیست كه به واسطه‌ آن، بتوانیم یك گام به شناخت شخصیت او نزدیك شویم. درواقع تا آخر فیلم با شخصیتی روبه‌رو هستیم كه بیشتر از اینكه بتوانیم با او همذات پنداری كنیم، وسواس‌ها و جدیت‌ و عبوسی‌اش اعصابمان را خرد می‌كند.



    امروز: خیلی‌ها یونس «امروز» را با حاج كاظم «آژانس شیشه‌ای» مقایسه كرده‌اند و نوشته‌اند كه یونس نمونه‌ای ساكت از حاج كاظمی پرهیاهوست. اتفاقا باید گفت تنها وجه تشابه این دو شخصیت، دقیقا همین سكوت است؛ اما این سكوت كجا و آن سكوت كجا!



    مهمان داریم: او در این فیلم نقش پدری پیر را بازی می كند ك تصمیم گرفته پسر جانبازش را از آسایشگاه به خانه منتقل كند . در عین حال دلشوره آمدن یك مهمان را هم دارد. پرستویی با سكوت كشنده اش قصد دارد استیصال و درماندگی ابراهیم را نشان دهد